خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فحشی ز لبت تو وقف ما کندرد دل بیدوا دوا کن
۲
گفتی شب وصل ریزمت خونباز آی به عهد خود وفا کن
۳
تو روز و شبان به یاد غیریروزی به غلط تو یاد ما کن
۴
ما را به کمند خویش بگذارهر صید که باشدت رها کن
صفحهٔ ۱ از ۳