شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکنتیر دلدوز نظر را غیر جان جوشن مکن
۲
پیر کنعان را بگو یوسف عزیز مصر شدخویشتن را ممنون عبث از بوی پیراهن مکن
۳
پای بند سوزنی مانده مسیحت بر فلکگو بمریم رشته از این دست بر سوزن مکن
۴
من که لالستان کنم دامان و جیب از اشک سرخباغبان گو لاله ام بر جیب و بر دامن مکن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth