شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال منکرد کمال من فلک از چه سبب وبال من
۲
غنج دلال و عشوه ات ناز تو و کرشمه اتگشت نصیب این و آن وای من و خیال من
۳
آه که کرد مدعی وه که نکردم دلبرمشرم زآب دیده دیده و رحم بر انفعال من
۴
گر تو بمحمل اندری من دومت چو سگ زپیقافله جمله غافلند از من و اتصال من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth