خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدنبود نظاره گلچین برای گلچیدن
۲
میان بلبل و گلچین از آن بود غوغاکه این به غارت و او از برای گل دیدن
۳
اگر چه گفت سخن چین حدیثی از دهنتولی به هیچ نباید ز دوست رنجیدن
۴
رسید موکب سلطان عشق عقل بنهبساط کهنه بباید ز خانه برچیدن
صفحهٔ ۱ از ۲