خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خبر زمصر که دارد بشیر کیست عزیزانکه جان بکف بسر ره ستاده پیر بکنعان
۲
هزار سلسله دل ناگهان زجای بجنبدمگر که زلف سیاه تو بود سلسله جنبان
۳
بهندوان تو نازم هزار بار کز افسونبر آفتاب و بر آتشکده شد است نگهبان
۴
زباغ بلبل اگر رفت گو برو که سر آمدبشاخسار محبت هزار مرغ خوش الحان
صفحهٔ ۱ از ۳