شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حدیث عشق از مستان شنو ای دل نه هوشیارانکه هرگز خفته را نبود خبر از کار بیداران
۲
زاشک و آه من اندر شب هجران حذر بایدکه خیزد لاجرم طوفان چو باشد باد با باران
۳
نهد تسبیح و سجاده بگیرد ساغر بادهگذار زاهد افتد گر شبی در کوی خماران
۴
در آن غوغا که بگشاید در میخانه رحمتبه محشر دم نیارد زد کس از جرم گنه‌کاران
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth