شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیش غم تو نوش جان حنظل عشق قند منمیل خوشی نمیکند خاطر دردمند من
۲
خط چو نبات خضر شد بر لب نوشخند تووه که بمصر میرود تحفه نبات و قند من
۳
زلف تو هر طرف کشان دل بقفای او دوانمنکه بخود نمیروم گو نکشد کمند من
۴
گر ببری رگم زپی بند به بند همچو نیقصه عشق بشنوی باز زبند بند من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth