شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا من که خرابم ز نو آبادم کنتشنه‌ام خضری و از جرعهٔ امدادم کن
۲
زازل گرچه نهادند مرا بنیان کجراست خواهی تو خرابم کن و آبادم کن
۳
در وجود من خاکی نبود آب طرببکش از خاک در میکده ایجادم کن
۴
همه شب همنفس مرغ گلستانم منیکنفس ای گل نو گوش بفریادم کن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth