خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستانتا زجمال دوستان ساخته باغ و بوستان
۲
دسته گل نبسته ام شاخ سمن نچیده امتحفه چه آورم بگو لایق بزم دوستان
۳
بلبل اگر که عاشقی بوی گلت کفایت استبرد زبوی پیرهن باد بمصر ارمغان
۴
ناله من دهد خبر پیش زآمدن تو رابانگ جرس بلی رسد پیش زپیش کاروان
صفحهٔ ۱ از ۴