خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایانتا جامه خانه دارید رحمی به بیقبایان
۲
منشان به دل رقیبان در کعبه بت نگنجدانسان به دیده بنشان بگذر ز ناسزایان
۳
خوردی چو خون عُشّاق مگذار کشتن غیربر ما رواست این کار بگذر ز ناروایان
۴
برگ طرب بود می از نی نا بزن هیبرگ و نوا بیارید بر خیل بینوایان
صفحهٔ ۱ از ۳