خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کنچون شمع در این مرحله ترک سر و پا کن
۲
دردی که بدرمانش درمانده فلاطوناز بوسه ساقی و لب جام دوا کن
۳
بنمای هلال خم ابرو همه رویزین جلوه تو خورشید و مه انگشت نما کن
۴
بخرام بباغ ای گل و بر جا بنشان سروچون غنچه تبسم کن و گل جامه قبا کن
صفحهٔ ۱ از ۲