خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگراننیک بود به فال ما طالع زشت دیگران
۲
تا که مراست خرمنی آتش خانهسوز منبهر خدا تو نگذری هیچ به کشت دیگران
۳
حور فرشته سیرتی آدم حور طینتیزآب و گل است از ازل جمله سرشت دیگران
۴
رشتهٔ طرهات بود سبحهٔ ذکر مقبلانکعبهٔ عاشقان تو هست کنشت دیگران
صفحهٔ ۱ از ۲