خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی زشمع رخت بزم ما منور کنمشام جان زسر زلف خود معطر کن
۲
اگر بروی تو بندند در رقیبانمبیا زراه نظرباز و جا بمنظر کن
۳
بخور مجلس عشاق نیست عنبر و عودبه بزم انس از آنزلف عود و مجمر کن
۴
مها زچهره رخشان بپوش روی قمربیا زپسته خندان کساد شکرکن
صفحهٔ ۱ از ۳