خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزنطلقی چو اهل شعبدهای مدعی بر تن مزن
۲
این شر زسرت شد عیان خود بر شرابش بستهای باده خوار دل سیه لاف از می روشن مزن
۳
روشن مکن بزم رقیب ایشمع بزم عاشقانپروانه دیگر مسوز آتش بجان من مزن
۴
زآن آتشین عارض مگو بر بند لب از گفتگومن آتشتی دارم نهان بر آتشم دامن مزن
صفحهٔ ۱ از ۳