شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنده پیر خراباتم و پیمانه اوکه پناه فلک آمد در میخانه او
۲
حاش لله که رود مستی عشقش از سرهرکه نوشید چو ما باده ز پیمانه او
۳
من به پای خم اگر خاک نشینم چه عجبسجده‌گاه ملکوت آمده خمخانه او
۴
سبحه زاهد و زنار مغان تاج ملوکهمه وقف است به خاک در میخانه او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth