خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد قرابتی دل من با دهان تودارد شباهتی تن من با میان تو
۲
گویی که این دو بده یکی نقطه از ازلیک نیمه شد دل من و نیمی دهان تو
۳
و آندم که نقشبند قدر جسم من کشیدگوئی که چشم داشت بموی میان تو
۴
وقتی کمر ببستی و گفتی حکایتیورنه خبر که داشت زسر نهان تو
صفحهٔ ۱ از ۴