خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صید نگاه تو در چین و ختن آهووای غالیه بو مویت چون نافهٔ تو بر تو
۲
خورشید نهد هر روز بر خاک درتو رومشک ختنی گیرد از چین دو زلفت بو
۳
با چشمه خور ای ماه یک روز مقابل شوتا آینه وش گوئی عیبش همه روبرو
۴
نرخ شکر خنده آن خسرو شیرین بردگیسوش سر فرهاد آویخت بتار مو
صفحهٔ ۱ از ۳