شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش در آمد از درم ماهی نه فرشته‌ایداشت به خون مرد و زن سبز خطش نوشته‌ای
۲
گفتمش ای پری سیر رفته به کسوت بشرحور نه آدمی نه‌ای لابد تو فرشته‌ای
۳
شمس و قمر به هم زده ریخته طرفه چهره‌ایبسته به حلق مهر و مه از خم زلف رشته‌ای
۴
بلبل باغ را ز رخ از سرگل ز مائدهمهر خموشی از دهان بر لب غنچه هشته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth