خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که جان داری فدا کن در ره جانانهایسوختن تن را بنه گر شمع را پروانهای
۲
تا نگردد موج زن عمان چشمت سالهادر کنار خود نبینی زین صدف دردانهای
۳
کفر و اسلام ارچه سرگردان تو شد کوبهکوای که نه در کعبهای پیدا نه در بتخانهای
۴
در قیامت مست صوفیوَش درآید در سماعهرکه نوشد از شراب عشق تو پیمانهای
صفحهٔ ۱ از ۳