شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زلف پرشکن تو سراپا شکسته‌ایگویا ز بار خاطر عشاق خسته‌ای
۲
عاشق نه‌ای چیست سرافکنده‌ای به پیشدیوانه نیستی و سلاسل گسسته‌ای
۳
مجنون نه‌ای برای چه حیران و واله‌ایهندو نه‌ای ز چیست بر آتش نشسته‌ای
۴
چون شاخ پر ثمر متمایل ز هر طرفاز بس که سر به حلقه فتراک بسته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth