خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهر بیدار از آن مردم خواب آلودهخلق سرمت از آن مست شراب آلوده
۲
جز دو چشم تو که صد قافله دل بسته به بندنشنید است کسی رهزن خواب آلوده
۳
زاهد وعارف و عامی زنگاه تو خرابنبود کس که نشد از تو خراب آلوده
۴
گر به پیرانه سرم شب ببر آئی سرمستسازیم باز به تشریف شراب آلوده
صفحهٔ ۱ از ۳