شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایکه بر عارض افروخته بر دل ناریاز چه رحمت بدل سوختگانت ناری
۲
بت پرستان جهان راست حمایل زناربر بت و چهره تو از زلف کنی زناری
۳
گر زلیخا نگرد روی تو بی پرده به مصرحاش لله که به یوسف بودش بازاری
۴
مار زلفین تو عمدا بزند زخم بجانعقرب آسوده شود تا نکند آزاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth