خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانیکه دستان ساز شد هر بلبلی بر طرف بستانی
۲
نشان از خیمه لیلی در این وادی نمی بینمکنم مجنون صفت هر روز گر طوف بیابانی
۳
لبت دارد دوای دردم و ناچار میمیردمریضی را کز آن عناب بنویسند درمانی
۴
نیاید در خم چوگانشان جز گوی مهر و مهاگر ترکان بسازند از سر زلف تو چوگانی
صفحهٔ ۱ از ۲