شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بچین زلف تو پیوسته با چشم تو ابروئیکمانی و کمندی را بهم پیوسته جادوئی
۲
بجز وحشی غزال تو که او مردم فریب آمدشکار افکن که در چین و ختا دیده است آهوئی
۳
چه ای خال هندو زیر زلف آن پری پیکربروی بت کشیده طیلسان از مشک هندوئی
۴
زسر تا پا همه نازی زخوبان جمله همتائیچه حاصل زین همه خوبی نگارینا که بدخوئی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth