خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به تو میسزد سراپا همه ناز و کبریاییکه مسلّمی به خوبی و تو راست پارسایی
۲
نشنیدهای ز مطرب به جز از حدیث هجرانکه ز بند بندش آید همه نغمهٔ جدایی
۳
تو ز پرده گر درآیی چه کنی به جان مردمکه ز عشوهٔ نهانی دل خلق میربایی
۴
چه کنی ملامت دل که تو بت پرستد از جانکه چه آینه بیارند تو خویشتن ستایی
صفحهٔ ۱ از ۲