خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو که پرچمی ز عنبر به فر از ماه داریچه غمی ز دود آه دل دادخواه داری
۲
مه ماهیت بحکمند و بکوب نوبت حسنتو که جمع چون سلیمان همه دستگاه داری
۳
چه بلندی ای خم زلف مگر که شام هجریکه بسایه آفتاب و به پناه ما داری
۴
زچه رو گیاه مهرت نزند زباغ دل سرتو که بر عذار چون مهر زخط گیاه داری
صفحهٔ ۱ از ۳