شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا که به مصر نیکویی سکه زدی به دلبرییوسف مصری‌ات ز جان بسته میان به چاکری
۲
نوبت سلطنت بود دعوی معجزه بکنختم به توست نیکویی چون به نبی پیمبری
۳
در غم سیم طلعتت اشک چو زر بود مراما و تو هر دو را سزد دم زدن از توانگری
۴
مطرب خوش‌نوا بخوان شاهد کشمری بچمساقی پارسی بده باده صاف خلری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth