خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلیلی صرمت حبال العهودیو احرقت قلبی به نار کعودی
۲
چه آتش به جانم برافروخت عشقتکه میسوزم اما نه پیداست دودی
۳
ولو لم جرت دمعة من عیونیفما اطفاء النار ذات الوقودی
۴
کجا مینشست آتش عشقت از دلاگر چشمه اشک چشمم نبودی
صفحهٔ ۱ از ۵