خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایکه هنوز با خودی دم مزن از مجردیناز بسیطی و زنی لاف زنور سرمدی
۲
ماند بجا چو سوزنش سلسله بست زآهنشروح که در فلک همی دم زند از مجردی
۳
آینه بودی از ازل مظهر عشق لم یزلنفس هوا بدل کند نیکی مرد بر بدی
۴
نقش خلاف نسپرد از دل و دیده لاجرمهر که بچهره علی دید جمال احمدی
صفحهٔ ۱ از ۳