شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بانگ بربط و چنگ و چغانه و دف و نیاگر شراب ننوشی کجا خوری می و کی
۲
نوای عشق زهر بند بند من برخاستچه حرف بود که نائی دمید دم درنی
۳
هزار جان بدعا خواهم از خدا هر شبکه تا نثار بپایت کنیم پی در پی
۴
هزار معدن یاقوت پرورد بصدفگر از گلوی صراحی چکد بعمان می
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth