خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سودای تو هر شب کشدم بر سر کوئیچون آینه هر لحظه کنم روی بروئی
۲
کی یکسر مو جان زفسون تو برد دلکامیخته سحر تو بر هر سر و موئی
۳
امشب بکجا میروی ای سرو خرامانکاز هر بن مژگان رود از یاد تو جوئی
۴
جز کنج در میکده ما را نبود کنجمن غیر تو هرگز نکنم روی بسوئی
صفحهٔ ۱ از ۳