خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی چه شب بصفا بامداد نوروزیدرآمد از درم آنه بفر و فیروزی
۲
سلام کرد و جوابش بگفتم و بنشستبگفت شکر کن اینک که وصل شد روزی
۳
بشرط آنکه ببندی در سرا برغیربشرط آنکه دگر شمع بر نیفروزی
۴
بشرط آنکه زهر نغمه گوش بربندیبشرط آنکه زهر روی دیده بردوزی
صفحهٔ ۱ از ۲