شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خویشتن ز چه بستی دلا تو تهمت هستی؟که تو حبابی و از بحر بود این همه مستی
۲
فکند لطمه موج فراق چون به کنارتبه خود مبند تو تهمت گمان مدار ز هستی
۳
خداپرستی و حق‌جوئی است تلخ به کامتکه کام تو شده شیرین ز ذوق نفس‌پرستی
۴
تو را که مرکز خاکست و چار طبع مخالفکجا به مرکز علوی روی ز مرکز پستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth