شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعیکنند اهل تصوف زوجد و حال وداعی
۲
چه نور بود که در طور عشق کرد تجلیکه سوخت خرمن کون و مکان زبرق شعاعی
۳
بجز متاع محبت بغیر جنس صداقتنبوده تاجر عشق تو را عقار و ضیاعی
۴
تو ای عزیز برون آ زمصر نفس مجردکه یوسفت نکند متهم ببردن صاعی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth