خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاریای صبا خاک در یار بیاری تو ز یاری
۲
تا کی آن لعل شکربار به کام دل اغیارنمکم چند به داغ دل خسته بگذاری
۳
تشنه بادیه را حالت سیرآب چه داندرحم افتاده به فتراک کن ای آنکه سواری
۴
نافهات چیست گر ای چهره تو خود ماه منیریجا بماهت زچه ای زلف اگر مشک تتاری
صفحهٔ ۱ از ۳