خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مخمور سروریم کجایی می غم هایمردیم به امید وفا جور و ستم های
۲
گر رشحه باران نبود شعله برقیاز من مگذر غافل ای ابر کرم های
۳
لبریز چو شد ساغر چه درد و چه صافیشکوه مکن از ساقی از بیش و ز کم های
۴
مگذار که سوزم دو جهان سوزش آهییک دم مژه بر هم منه ای دیده نم های
صفحهٔ ۱ از ۴