خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشیتا مگر از مکرمت دست بخونم کشی
۲
بلبل اگر بر گلی نغمه سرا شد بباغروی تو گر بنگرد پیشه کند خامشی
۳
دزد بود هوشیار در گذر کاروانچشم تو ره میزند با همه بیهشی
۴
از پی صید وحوش دام فکنده به رهمرغ دلم میپرد تا تو بدامش کشی
صفحهٔ ۱ از ۲