خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتیبست نبود خلاف مؤالفت که برفتی
۲
دل رمیده ما را که مرغ وحشی بودشکار خویش نمودی و دام بازگرفتی
۳
نه پایدار بماند عهدهای سخت که بستینه استوار بود گفتهای سست که گفتی
۴
تو مرغ زیرک و جا آشیانه عنقاکدام دانه بزیرم که تو بدام من افتی
صفحهٔ ۱ از ۲