خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجویمی بخور بر طرف جوی و سرو گلروئی بجوی
۲
می کشان سرخوش زباده عاشقان از وصل دوستعارفان خامش ولی زهاد اندر های و هوی
۳
جان زجانان مست شد می در قدح دیگر مریزگلشن دل سبز شد گو سرو و گل از گل مروی
۴
وصل کعبه در نظر داری زرنج پا منالگر قدم فرسوده شد ای زاهدا با سر بپوی
صفحهٔ ۱ از ۳