شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگیچون نیست با تو دست رس مردن به است از زندگی
۲
میرم بخاک پای تو کامد بکیش اهل دلدر زیستن مرگم عیان درمردنم پایندگی
۳
آن مه چو رفت از محفلم تاریک شد بزم دلمگو مه مده نور ضیا اختر مکن تابندگی
۴
ناید خداوندی از او ای بت پرست زشتخوعمری که کردی پیش بت بیهوده صرف بندگی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth