شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگارا چند اسباب ستم آماده داریهر کجا آزاده ای بینی زغم افتاده داری
۲
میکشد رنج خمارم تا بپای خم رسمساقیا درده تو جامی باده گر آماده داری
۳
دل پریشان میکنی دایم چرا از نقش امکانیکدمک آن به که خود را از همه آزاده داری
۴
کی نشیند در دلت نقش حقی منصور وارتای که اندر کعبه دل این بتان ساده داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth