شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر است بر کمان نه دل را زتیر آهیکه زبرق آه دارد شب تیره صبحگاهی
۲
گذرد چو تیر آرش زکسان بیک گشادنبسحر اگر برآید زدل شکسته آهی
۳
چو حکیم نخشب امشب زچه درون بحکمتبدر آور از گریبان بفروغ قرص ماهی
۴
تو بچاه نفس تاریک چو یوسفی بمحبسمگر آه کاروانان بدر آردت زچاهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth