شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کند هر ملتی در بندگی بر قبله‌ای روییچو نیکو بنگری دارند جمله رو بر ابرویی
۲
نه تنها ذکر یاهو از لب نوشین به گوش آیدکه در وَجْدَند ذرات جهان با هایی و هویی
۳
به زلف اوست شیدایی چه صحرایی چه دریاییتعالی یک جهان دارد اسیر هر خم مویی
۴
مرا آن نخل جان‌پرور به جوی دیده جا داردنشاند باغبان گر سرو خود را بر لبِ جویی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth