خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
متحیریم یا رب بکجاست خضر راهیکه چو کور در شب تار فتاده ایم بچاهی
۲
چه کمست باغبانا زتو و زبوستانتکه بپای گلبن تو خورد آب هم گیاهی
۳
همه خلق در گمانند زنقطه دهانتسخنی بگو خدا را پی رفع اشتباهی
۴
همه عمر بر جمالت نگران و منتظر مننظری بحالتم کن بنوازم از نگاهی
صفحهٔ ۱ از ۳