خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ره مردم بزنی هر نفس از تلبیسیمگر ای صوفی سالوس تو خود ابلیسی
۲
هدهد از شهر سبا لاف مزن صبح و مساکه سلیمان رود آنجا که بود بلقیسی
۳
ذره وارند هواخواه بمهرت آفاقمگر ای جاذبه عشق تو مغناطیسی
۴
نظرت وقف نشد جز بسعیدان هرگزمگر ای کوکب عشاق تو خود برجیسی
صفحهٔ ۱ از ۲