شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدتی شد که زیاران سر دوری داریما نداریم شکیب از تو صبوری داری
۲
خود تو شمعی نبود شمع زپروانه نفوراز عنادل زچه ای گل سردوری داری
۳
مردم آسا زبصر غائب و پنهان زنظرپری این شیوه ندارد که تو حوری داری
۴
سرو من سنبل و سوری و سمن بار آردگر تو سرو و سمن و سنبل و سوری داری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth