خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابیما همه لبتشنگان و مانده بر نقش سرابی
۲
چون مدار کارها هیچ است باز از آن دهان گونقش این هستی نماند رخت بر اندر خرابی
۳
آفتاب ار میپرستد هندویی من ابر گیسوکز شکنج ابر تو تابد شبانه آفتابی
۴
گر بپوشی هفت پرده باز رخ بیپرده دارینور سینا چون بتابد کی به جا ماند حجابی
صفحهٔ ۱ از ۳