خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستیمصاحبیت نه کاز کین به ماتمش ننشستی
۲
هزار دیده زتیر فسون بدوخت نگاهتکدام سینه که از ناوک نظر نشکستی
۳
زدام زلف چو رستی اسیر حلقه خطیتو را گمان بود ایدل که از کمند بجستی
۴
تو از مژه چکنی منع اشک دیده گریانبه بیهوده ره سیلاب را بخس چه ببستی
صفحهٔ ۱ از ۳