شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوریبس عجب نبود که من ظلمت تو سرتا پای نوری
۲
من زتو محروم و تو محرم بمن درگاه و بیگاهگنج سان مخفی ولی خورشید آسا در ظهوری
۳
پیش غلمان پریزاد من آنغلمان غلامیبا بهشتی حور من ای حور در عین قصوری
۴
خاتم از دست سلیمان اهرمن بگرفت آنخطتو گرفتی در میان آن لعل اهریمن به موری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth