شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاریندارم پا که بگذارم قدم بر طرف گلزاری
۲
نه تنها خار بر پایم شکست ایدوستان دستیکه بشکسته بپای دل مرا از نوگلی خاری
۳
بکن نائی تو معذورم کز آن شکر دهان دورمچو نی از بندبند من گر آید ناله زاری
۴
نیم من مشتری گر صد چو یوسف را دهی ارزانکه من با یوسفی دارم بمصر عشق بازاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth